فاطمه رجبی :
بنا به اظهارات مكرر وزير اطلاعات، “حسين موسويان” با تحتنظر بودن به مدت شش ماه، به طور قطعي اطلاعات هستهاي را به دولت انگليس هديه ميكرده است. بنا بر همين گفتهها، اين مساله به “حسن روحاني” رئيس سابق و حال موسويان؟! اطلاع داده شده، و درخواست جلوگيري از ادامه كار موسويان در مركز تحقيقات مجمع تشخيص را نمودهاند، اما هيچگونه تاثيري نداشته است. موسويان پس از دستگيري 9 روزه و وثيقه 200 ميليون توماني آزاد و مدتها منتظر محاكمه ماند!
در هفته گذشته مسايلي رخ داد:
- خبر گسترده از فشار سران مافيا به قاضي پرونده براي تبرئه او منتشر شد، كه طبق روال قدرتمندان هميشه زورگو، براي ملت امري طبيعي بود.
- حسن روحاني، بدون داشتن هرگونه مسؤوليت در قواي سهگانه و هرگونه جايگاه ملي پس از سفر به اروپا مصاحبهاي پرخاشگرانه كرد، و در دفاع از حسين موسويان داد سخن راند. او تركتازياش را وسيعتر نمود و هر آن كس را كه از خبر فشارهاي وارده به قاضي پرونده اطلاع دارد و آن را براي مردم بازگو ميكند، به “بريدن زبان و كندن پوست” وعده داد. البته بنا به مدرك دكتراي فرنگياش در دانشگاه نامعلوم، اين امر را به نحوهاي “مدرن” اعلان كرد!
- مسيح، آن كارگزار قيصر در روزنامه جمهوري – ارگان رفسنجاني – در سرمقالهاي به دفاع جانانه از متهم به جاسوسي پرداخت و رئيسجمور را به دليل اشاره به اتهامات ضدملي و براندازانه او – كه بنا به حضورش در مجمع تشخيص مصلحت – جرمي مضاعف است به “مصلوب شدن توسط مافيا” اخطار داد.
- حسن روحاني شاهكار ديگر خود را در همايش “اتحاد ملي” به كار برد. در اين همايش “متهمِ آزاد با وثيقه در رديف اول كنار دست هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني نشست. تصاوير آن در رسانهها منتشر شد و اعلان كرد كه متهم تبرئه گرديده، و به دليل اتهامات وارده بر او مستحق “نوازش” و اعاده حيثيت است و به همين جهت برآيند ملي آن شد كه همايش فوق براي “نمايش آزادي و تبرئه موسويان بدون محاكمه” بوده است.
گرچه سالهاست ملت به روشهاي مافيايي آشنا گرديده و “قدرت و ثروت ملي” را با چنبره زدن اژدهاي هفتسر تحمل نموده است، و هر چند غارت اموال ملت كه مفاسد اقتصادي را در سطح كلان در كشور اسلامي پيامد داشته شاهد بوده، و از آن روي كه ميداند “مافياي پشت صحنه” مأمن و ملجأ است و خود نيز دستاندركار! و به آن جهت كه آگاه است چرا “مهدي هاشمي” با رشوهگيري فاجعهبار، نهتنها از مهلكه جان به در ميبرد، بلكه هيچ حسابرسي در پي او نيست، اما اتهام ضدملي حسين موسويان را از نوع ديگري ميداند.
به همين دليل اعلان “تبرئه او را” بدون آنكه دادگاهي تشكيل شود، و يا حتي خبر تشكيل آن به گوش ملت برسد، و بدون آنكه يك مورد از اتهامات موسويان در رسانهها مطرح شود، به هيچ روي نميپذيرد. اعلان از طرف هر كس و هر قوهاي كه باشد، ملت بيدار است و در صحنه! امروز به لطف خداوند “قوه مجريه” در اختيار مافياگران نيست. بنابراين ملت حداقل يك اميد دارد و با همان اميد “خشم و قهر” خود را نصيب كساني خواهد كرد كه “پرونده متهم جاسوس” را پيش از تشكيل دادگاه، با تلاشهاي آشكار خود “مختومه” اعلان نمودند.
اما چند نكته:
- حزبهاي ناراست به نام راست، چرا در خفقان به سر ميبرند؟
- مجلس و مجلسيان به كدام سو توجه دارند؟ نظام اسلامي، كشور صاحبالامر عجلالله تعالي فرجه الشريف، آبروي خودشان، براي آنها چقدر اهميت دارد؟
- اگر براي مافياگران و ابزارها و عوامل سرسپرده آنها “روز رستاخيزي” وجود ندارد، آيا حزبها و وكلا هم در حلقه آنها قرار گرفتهاند؟ و اگر خداي نكرده چنين است، “مردم” و “افكار عمومي” و “چشمهاي هميشه ناظر ملت” چطور؟
- “نواب صفوي” آن شهيد هميشه سرافراز “رزمآراي خودفروخته” را به جرم “وابستگي و مزدوري به انگليس” به “اعدام” محكوم كرد. شهيد نواب صفوي، با اين حركت خود، علاوه بر رسالت روحاني، وطندوستي را در نابودي “مزدور بيگانه” براي هميشه در تاريخ روحانيت ثبت نمود. امروز چند روحاني غاصب لباس روحانيت، چگونه در دفاع از متهم به جاسوسي با داشتن پرونده و اسناد و مدارك، محكمه پيش از محاكمه تشكيل ميدهند و آبروي برباد رفته خود را فداي تبرئه او ميكنند؟ آيا جز اين است كه اگر “موسويان” محاكمه علني شود، بسياري از مسايل پشت پرده از افراد ديگر افشا خواهد شد؟
- شهيد شريعت شيخ فضلالله نوري، به جرم دفاع از شريعت، بر “دار مزدوران انگليس” و “روس” رفت، تا روحانيت عظيمالشأن هميشه مطهر و با افتخار بماند. اما او يك جمله سرنوشتساز در پاسخ به پيشنهادهاي پناهندگي به سفارتخانههاي به يادگار نهاد كه: “آيا رواست پس از هفتاد سال كه محاسنم را براي اسلام سفيد كردهام به بيگانه پناه ببرم؟ واقعيت آن است كه روحانيت براي اسلام ميزيد و براي اسلام ميميرد”. اين تعداد عوامل پشتصحنه و روي صحنه كه با كشيدن “آژير خطر”، “شرايط ويژه” و برپايي همايش و نوشتن سرمقاله و … متهم به جاسوسي را حمايت كردند، غاصبان لباس روحانيت و مايه شرمساري هستند. بر روحانيت وارسته، به ويژه خطباي جمعه – منهاي هاشمي رفسنجاني – است كه به اعاده حيثيت برآيند.
- ملت در پي آن است كه با “تشكيل دادگاه علني” و رسيدگي “پرونده ملي”، حسين موسويان محاكمه شود. در هيچ تاريخي چنين امري سابقه نداشته كه يك متهم به جاسوسي عليه نظام يك كشور، در خفا و بدون تشكيل دادگاه تبرئه شود. در غير اينصورت “حق ملي” است از آن چه ميداند، پرده بردارد، و همه عوامل اين فاجعه را در “دادگاه ملي” محاكمه كند.