فاطمه رجبی :
دكتر توكلي در نظام اسلامي امتحانات متعددي را پس داده و در هر كدام نمره مختلفي داشته است. يقيناً “كارنامه هر فرد حاوي نمرات امتحاني اوست” و پرونده هر فرد در پيشگاه خداوند و نيز ذهن فعال نسلها “محتواي امتحانات” را هم لحاظ ميكند! اين امري قطعي است و با توجيه و عذر و تحليل و تفسير، در “دراز مدت تاريخي” تغييرپذير نيست، البته “روز حساب” مسألهاي ديگر است كه معتقدان عملي به آن را “به حسابرسي اين دنيا” نسبت به خود وا ميدارد.
نامه اخير دكتر توكلي به شوراي نگهبان كه معلوم نيست از “كدام جايگاه” و براساس “چه مسؤوليتي” نوشته شده، امتحان ديگري است كه البته به صورت “داوطلبانه” نمرهاي ديگر را براي او در كارنامهاش ثبت كرد. در نامه دكتر توكلي كه “اعتراض به ردصلاحيت و عدم احراز نامزدها” بود؟ آمده: “برخي از نمايندگان فعلي را به دليل انتقاد به دولت رد صلاحيت كردهاند“!!
اين كه ادعاي فوق فقط از جانب دكتر توكلي مطرح ميشود، هم يك “ابتكار تخصصي” است، و هم “بدعتي” است كه خيلي معاندان و محاربان و ردصلاحيتشدههاي همه فن حريف را هم امدادرسان خواهد شد! اما:
1. در صورت واقعيت داشتن ادعاي دكتر توكلي و انگيزه و هدف مسؤوليتپذيرانه او، بايد پرسيد وي كدام “ردصلاحيت” شدهاي را مصداق ادعايش ميداند؟ آيا “قدرتالله عليخاني” مورد نظر اوست يا “فرزندش”؟ “اكبر اعلمي” را ميگويد يا “شجاعپوريان” را؟ به هر حال دكتر توكلي بايد مشخص كند آيا “وكلاي استان قزوين” كه نه منتقدان، بلكه فحاشان نسبت به دولت و شخص رئيسجمهور بودهاند (به خصوص قدرتالله عليخاني) به دليل فحاشي به رئيسجمهور ردصلاحيت شدهاند يا گستره اعتراضات چنددهه مردم قزوين و داشتن…؟! “اكبر اعلمي” كه مفتخرانه به “استيضاح كابينه سيدالشهداء” پرداخت تا “مهديگرايي احمدينژاد را با “عدم كفايت سياسي” تصويب كند، سمبل تصريحات دكتر توكلي است يا نماينده بهبهان كه موكلانش را در صورت تأييد صلاحيت از نهادهاي قانوني مسؤول بيزار خواهد ساخت.
2. اگر ادعاي دكتر توكلي درست باشد، پرسش ديگري او را به پاسخگويي خواهد كشانيد، و آن اينكه چرا در رأس رد صلاحيت شدههايي كه فقط جرمشان انتقاد به دولت است، “شخص دكتر توكلي” قرار ندارد؟ آيا دكتر توكلي كه مرز انتقاد و اعتراض به ميدان “مخالفت و تقابل” كشانيده، نبايد در رأس “ردصلاحيتشدهها با معيار ادعايي او قرار داشته باشد”؟! دكتر توكلي به عنوان “حامي سرسخت قاليباف در انتخابات نهم”، از روزهاي آغازين دولت احمدينژاد، “سر ناسازگاري” با آن داشته است پرخاشگري، نامهنگاري، مقالهنوشتن و … وي همواره “زينتبخش صفحات روزنامههاي اصلاحطلب گرديده” است. بنابراين چگونه وي تأييد صلاحيت شده است؟ همچنين چرا نبايد نام “محمد خوشچهره” كه با “فحاشي”، “تمسخر” و “تحقير” بدون هر “مبنا” و “استنادي” جريان “احمدينژاد ستيزي” را پايهگذاري كرد، بالاخره سر از باند “قاليباف” درآورد و با تشكيل “فراكسيون مديريت شهري” عين “استقلال نمايندگي” را در كارنامه مجلس ثبت نمود، در ميان “رد صلاحيتشدهها” گنجانيده شود؟
آيا “سعيد ابوطالب” كه به “حريمشكني رسانهاي” هم دست زد تا شايد بتواند، “احمدينژاد” را ساقط و “رضاخان حزباللهي” را جايگزين كند، در “پروسه ادعاي دكتر توكلي” نبايد “رد صلاحيت شود؟ (البته اين روزها او خود را طرفدار سرسخت شعارها و آرمانهاي احمدينژاد)” معرفي ميكند، تا با اين وسيله رأي دوبارهاي كسب نمايد اما به ياد ندارد كه پشت صحنه فيلم مونتاژ شده در سايت بازتاب چه كسي بود؟! آيا …
فاعتبروا يا اوليالباب كه هم خداوند ناظر و حاضر به تمامي اعمال و گفتار ماست، و هم ملت – اگر چه نجيبانه و صبورانه – ” ممتحن امتحانات سياسيكارانه” ميباشند.
![]()