فاطمه رجبی :
براي همه كساني كه در سال 62 كلاسهاي دانشكده حقوق و علوم سياسي را ديدهاند، صلابت، ديانت، فقاهت و شخصيت كمنظير آيت الله عميد زنجاني، مورد تقديس و تكريم بوده و هست.
آيت الله عميد كه سالهاي پيش از آن نيز در دانشكده الهيات دانشگاه تهران تدريس مينمودند، نماد نگرش و منش روحاني اصيل را در دانشگاه از خود به يادگار نهادند. خداوند سبحان را سپاس كه اين شخصيت والامقام و كمنظير، هنوز هم دانشگاه را به بركت وجود خويش مورد عنايت و لطف قرار ميدهند.
آيت الله عميد زنجاني بر خلاف بسياري از روحانيوني كه پس از انقلاب با ورود به دانشگاه، خودباختگي را به ظهور رسانيدند، و در حد اعلا، التقاطي از تفكر و روش روحاني و غربزدگي بياصالت و سرسپرده را به نمايش درآوردند، اسطوره اصالت انديشه و عمل در حراست از مباني ديني به گونه تئوريپردازي دانشگاهي بودهاند. آيتالله عميد در كلاسهاي دانشكده حقوق و علوم سياسي به گونهاي از فقه سياسي آموزههاي پرصلابت و مقتدرانه تدريس مينمودند، كه هر مخالف و معاند و متفرعن روشنفكر را به زانو در ميآورد. آيتالله عميد در ثبات شخصيت و انديشه روحاني عملا پاسدار حرمت و حريم والاي روحانيت در دانشگاه بوده و هستند. اين بزرگوار عزيز كه خداوند منان توفيق شاگردي ايشان را به اينجانب ارزاني داشت، همواره رحمت و بركت و عظمت و صلابت براي دانشگاه بودهاند. از اين روي پذيرش رياست دانشگاه تهران در دولت دكتر احمدينژاد توسط ايشان از دو جنبه اساسي قابل تامل بود:
1. ورود پر عظمت اين روحاني ثابت قدم به عرصه رياست، به ويژه با استقبال شومي كه اراذل و اوباش اصلاحطلب در تخريب اين شخصيت گرانقدر به عمل آوردند.
2. افتخاري كه دولت اسلامي احمدينژاد براي دانشگاه در رياست آيتالله عميد به ارمغان آورد. راستي آن است كه پس از 27 سال عمر جمهوري اسلامي و داشتن رئيسجمهورهاي روحاني، دولت دكتر احمدينژاد براي نخستين بار دو دانشگاه كشور را به وجود 2 روحاني در جايگاه رياست، مفتخر نمود. آيا عجيب نيست كه رؤساي دولتهاي پيشين با همه شناختي كه نسبت به آيت الله عميد و توانمنديهاي علمي و شخصيت استوار سياسي وي داشتند، هرگز به اين فراست نيفتادند تا دانشگاه را از وجود او در عرصه رياست بهرهمند سازند؟ اما دولت احمدينژاد يكي از افتخارات اسلامي خود را با حكم رياست آيت الله عميد رقم زد كه جاي تشكر دارد.
اينك آيتالله عميد با عظمت و صلابتي كه آمده بود، و اضافه نمودن كرامت به آن، رياست را به ديگري سپرد و رفت. ولي ويژگيهاي آيت الله عميد براي شاگردي چون من الزام ميآورد تا با اين نوشته، قدردان روحاني عظيمالشأني باشم كه استواري قامتش در عمق انديشه مقتدرانه شيعي او، هرگز تحت تاثير خودباختگي و بيماري روشنفكري در دانشگاه قرار نگرفت و رياست نيز تاثيري در باورهاي اصيل او نداشت. باشد كه اوج علمي و پارسايي فكري آيتالله عميد كه خداوند بر طول عمر و سلامت ايشان بيافزايد، الگوي تمام روحانيوني واقع شود كه به نحوي در دانشگاهها در معرض امتحانات فكري و عملي قرار دارن