1386.11.25 :: بار ديگر دكتر لاريجانی

By fatemerajabi

فاطمه رجبی :

نحوه ورود دكتر لاريجاني به انتخابات مجلس هشتم، از ابعاد مختلف، سؤال‌برانگيز است. مسايلي چون هزينه‌كردن مرجعيت و خط و نشان كشيدن ضمني و تلويحي براي ملت، در ائتلاف با افرادي چون قالي‌باف و رضايي، اعلان نياز به تشكيل دولت وحدت ملي و … تاملاتي است كه پرسش‌هاي بنيادين را پيرامون وي مطرح مي‌كند. برخي مسايل را پيش‌تر نوشته‌ام. در اين نوشته به صورت گذرا اشاره مي‌كنم كه مبناي ديدگاه دكتر لاريجاني نسبت به نظام اسلامي، عرصه قدرت، خدمتگذاري به ملت و اصول و ارزش‌هاي اسلامي چيست؟ تكيه‌كردن به نظاميان يك شبه رجل سياسي شده، با كدام اصول عقلاني و نه حتي اسلامي مورد قبول خواهد بود؟ دولت وحدت ملي از كدام جايگاه و با چه هدفي مطرح مي‌شود؟ آيا شعار ايران براي همه ايرانيانِ جبهه مشاركت را زنده مي‌كند كه در آن بهائيت هم جايگاه داشت، هر چند كه اسلام‌باوران شيعي‌مذهب اصيل، مورد يورش و سركوب قرار داشتند؟

اما انگيزه اصلي اين نوشته، به نوع برخورد دكتر لاريجاني با قم و قمي‌ها باز مي‌گردد. به عنوان يك فرزند قم، بسيار در شگفتم كه دكتر لاريجاني چرا و به چه دليل رفتار و گفتاري كه بوي تكبر از آن به مشام مي‌رسد با مركز تشيع پيشه كرده است؟ ضروري است اين نامزد انتخابات مجلس هشتم كه از ديگر چهره‌هاي مطرح جناح خود امتيازي برتر ندارد، بداند با رفتار و گفتار خويش، گروه‌هاي بسياري از مردم قم را دلزده و ناراحت كرده است. چرا وي خود را بالاتر از نامزدي براي مردمان قم مي‌داند، مردماني كه حق اصلي را بر گردن انقلاب اسلامي دارند؟ از چه روي دكتر لاريجاني شاني براي خويش قايل است كه تا كنون مردم با مشابه آن رويارو نبوده‌اند؟ با چه هدفي وي مكرر بر درخواست مراجع عظام تقليد تاكيد مي‌كند، به ديدار اين بزرگان مي‌رود و درخواست جامعه محترم مدرسين را هم به آن افزوده، اظهار مي‌دارد: “با اين همه بايد ببينم چه تصميم خواهم گرفت”؟! آيا اين مسايل اهانت به مردم قم، ديگر نامزدهاي اين شهر مقدس، نمايندگان پيشين آن، و بالاتر از همه مرجعيت و روحانيت عالي‌مقام نيست؟ آيا شان مجلس نيز اقتضا دارد كه يك نامزد، اين‌گونه با آن برخورد نمايد؟

او به نمايندگي مردم چگون مي‌نگرد، نكته ديگر اين كه دكتر لاريجاني بايد اين واقعيت نگاهي دوباره بيندازد كه در انتخابات رياست‌جمهوري با داشتن پشتوانه كامل حزب‌هاي راست و خرج كلان تبليغاتي و شعارها و محتواي همسو با اصلاح‌طلبي، آرايي به دست آورد كه گرچه براي دل‌سوزان انقلاب اسلامي خوشايند نبود اما منتظره و طبيعي بود. اينك كه وي با تكيه بر عناصري چون قالي‌باف و رضايي، خطي ديگر پيش گرفته و سفره ديگري پهن كرده است، اميد دارد مردم با او چه برخوردي داشته باشند؟

نهايت اين خط و سفره به مركز هاشمي رفسنجاني مي‌رسد كه مردم در 27 خرداد و سوم تير 84 نسبت به وي اعلان موضع نمودند. نكته بعد آن است كه ملت با گذشت 3 دهه از انقلاب اسلامي و ظهور و بروز جريان‌ها و چهره‌هاي مختلف، اميد و دلبستگي سخت به هيچ‌كس و هيچ جرياني نمي‌تواند داشته باشد. مهم آن است كه ميزان دلبستگي و تشنگي و شيفتگي افراد به قدرت در وقت رسيدن به آن روشن گردد، و پايداري در اصول و ارزش‌ها، در عبور از صراط خطرناك قدرت‌طلبي و مشخص شدن مرز خدمتگزاري و قدرتمداري خود بنمايد. به همين جهت اين بهاري كه دكتر لاريجاني در آغاز راه “نمايندگي مجلس” پيش گرفته “نكويي سال” را خبر نمي‌دهد.

قم مقدس و مردم ديندار و فداكار آن ارزشي والاتر و فراتر از آن دارند كه يك نامزد، با آنها رفتار و گفتاري از سر تكبر داشته باشد. اين امر كه از سوي دكتر لاريجاني در اين مدت كوتاه مكرر ملاحظه شده، در مذاق مردم قم طعم تلخي ايجاد كرده است. به هر روي مردم قم نمايندگاني را به مجلس خواهد فرستاد. هر چند كه اين نمايندگان در شان مركز تشيع نباشند كه معمولا چنين بوده است، اما بهتر از آن است كه در آغاز راه، اين مكان مقدس و اين مردم غيور را تحقير شوند و براي آنها خط و نشان كشيده شود و شرط گذاشته شده و بوق و كرناي بي‌سابقه سر بدهند. تازه معلوم نيست دكتر لاريجاني بتواند از عهده نمايندگي مردم قم برآيد كه همه ايران اسلامي و انقلاب اسلامي مديون آنان

يك پاسخ برايش بگذاريد