فاطمه رجبی :
پيش از آنكه نامه 200 و چند امضايي در حمايت و تاييد و تمجيد و تقديس ضرغامي از سوي وكلا صادر شود، و پيش از آن كه چهرههاي سياسي يا ستونهاي برجسته! او را مورد عنايت ويژه قرار دهند، و همه و همه سپاسگزاري خود را از برنامههاي پربار، بيدارگر، و مبنايي صدا و سيما در دهه فجر، اعلان نمايند، بر آن شدم دهه فجر ضرغامي را اشاره كنم. با ديدن گوشههايي از سيماي ضرغامي ميشد مشاهده كرد:
1. خاندان سلطنت ننگين، با تشريفات محترمانه و نه فسادانگيز به نسل سوم معرفي ميشوند. نمايش مراسم تاجگذاري كه هيچ پيام منفي در آن مشهود نيست، احترامات سلطنتي و دربار پر پرستيژ پهلوي، نمادهاي زحمات ضرغامي در فرهنگسازي دهه فجر بود!
2. احياي خاندان منحوس پهلوي از ريز و درشت، زحمت ديگري بود كه مديريت سياسي و فرهنگي اين نظامي سابق، نصيب ملت نمود. به تصوير كشيدن مستند چهرههاي پليد دودمان پهلوي از شاه و شهبانو؟! شاهزادهها و ملكه، بدور از هر آموزه هشداردهنده و بيدارگري، بخش ديگري از تلاشهاي دهه فجر ضرغامي بود! اين تلاش تا جايي پيش رفت كه هزينه سفر به لندن و مصاحبه با كاركنان هتلي كه ليلا، شاهزاده كوچك در آن خودكشي كرده، بر صدا و سيماي جمهوري اسلامي تحميل شد تا گزارشي ضروري از اين شاهزاده كه تصويرش مكرر پخش شد ارايه گردد. بنابراين بر وكلاي آگاه و دردمند مجلس هفتم لازم است كه با افزايش بودجه اين رسانه، صلاحيت و كفايت سياسيفرهنگي ضرغامي را تاييد كنند!!
3. احياي اموات نهضت خائن آزادي از مرده و زنده! سلطنتپرستان فاسد، وكيلالدولههاي مجلس شاهنشاهي و هر آنچه و هر آنكه در “زبالهدان تاريخ” جاي گرفتهاند از بنيصدر و غيره، همت ديگر ضرغامي بود! واقعا در اين شاهكار كدام هدف دنبال شد؟ ثمره آن چه بود؟! آيا انگيزه و هدف، ساختن تصويري از آزادي دوران ستمشاهي بود يا نقش اصلي نهضت خائن آزادي در انقلاب كه پر رنگتر از امام هم نشان داده شد؟!
4. بمباران ملت با ماركسيزم كه با تكرار هر روزه نمايشي از دادگاهي انجام گرفت، فراخوان نسل سوم به اردوگاه متلاشي ماركسيزمي بود كه تار و پودش از هم گسسته و تشت رسوايي آن به زير افتاده اما، علم و عقل ضرغامي از آن بيخبر است.
5. اقدام مهم، جالب، مبنايي و هدفمند و پيامدار ديگر ضرغامي كه در شب 22 بهمن به تصوير درآمد، پيروزي افتخارآميز احمدينژاد در موضوع هستهاي بود. اما در شعبدهبازي ضرغامي و تيم فرهنگساز او، در اين امر محمد خاتمي نه عامل تعطيلي ذلتبار، تسليمپذير و عقبنشيني كامل در تمامي تاسيسات هستهاي معرفي شد، بلكه عامل شكستن پلمپ تاسيسات و در واقع پيروز اصلي ميدان هستهاي بود. جز ضرغامي هنرمند و مدير و مدبر چه كسي توان چنين شعبدهبازي را دارد؟ در همين برنامه، دكتر لاريجاني نامزد مجلس هشتم هم، تلاشگر و مهره ديگري در پيروزيهاي هستهاي بود. البته در برنامهسازي ضرغامي معلوم نشد اگر خاتمي پيروز واقعي و اصلي در موضوع هستهاي است، لاريجاني كجاي كار را گرفته است؟ اما آنچه به هيچ روي در موضوع پيروزي هستهاي نشان داده نشد، و اثري از آن نبود، دكتر احمدينژاد رئيسجمهور بود، و دكتر سلطانيه جانشين دكتر لاريجاني! و اين يعني شاهكار!
گرچه بايد خداي را شكر كرد كه در تصميمسازيهاي شعبدهبازي ضرغامي، هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني و حسين موسويان عوامل پيروزي هستهاي معرفي نشدند! و دكتر احمدينژاد مسبب تعطيلي سهساله تاسيسات هستهاي و مجرم شناخته نشد!
بنابراين، اينجانب حمايت همهجانبه و تشكر قلبي خود را از تلاشهاي بيدريغ ضرغامي كه تنها رسانه ملي جمهوري اسلامي را، در انحصار پيام هدفمند سياسيِ مافياي قدرت و ثروت قرار داد، و در تضعيف و بيرنگ كردن پيام اسلامي و شيعي انقلاب اسلامي زحمات بيدريغ متحمل شد، اعلان ميدا