خداوند رحمت كند مرحوم خلخالي را كه با بيان صريح و صادقانهاش، “مديريت بيمار” را در مقاطع خاص و مسايل خاص اعلان ميكرد. وي در يكي از نطقهاي پيش از دستور، اعلان كرد كه اين همه حيف و ميل بيتالمال در ساخت و ساز درون مجلس براي چيست؟ و توضيح داد هر از چند گاه گودالي كنده ميشود با كلي هزينه، و چندي بعد گودال ديگري كنده ميشود براي ريختن خاكهاي گودال اول درون آن، و اين يكي هم با كلي هزينه و …
مديريت كنوني شهر تهران به دليل عقلاني بودن و تخصصي بودن محض، يادآور گودالكندنهاي مورد نظر مرحوم خلخالي است، كه نشاندهنده مهندسي ويژه شهردار تهران است كه بر دكتري او اضافه شده است!؟
1. ميدان آزادي – مسير اين جانب – با انبوهي از چمن و گل و گياه توسط قاليباف با مديريتي از نوع “رضاخان حزباللهي” به كلي تخريب شد و مسؤول محيط زيست اهميتي براي اين نابودي درختان و گل و چمن قايل نگرديد! ماهها از تبديل ميدان پر از گل و چمن به انبوه خاك و تعدادي چالههاي عميق گذشت. اما در آستانه 22 بهمن با شتاب و سراسيمگي در سرما و برف، “چمنكاري دوباره” براي فرورفتن زير پاي راهپيمايان 22 بهمن انجام گرفت.
2. صدا و سيماي ضرغامي دائما بر طبل تبليغ دكتر مهندسي قاليباف ميكوبد، و بهسازي ميدان آزادي را توسط اين “مديريت توانمند” اعلان ميكند. انگار نه انگار كه اين هزينه هنگفت براي تخريب ميدانِ آبادي بودي كه با نقشه بسيار مهندسي شهردار و البته نظارت مسوولانه شوراي شهر به فرجام نرسيد – اگر فرجامي در نظر گرفته شده بود – و در تبليغات هدفمند با چمنكاري سياسي، دوباره كاري شد! مهمترين هنر مهندسي شهردار در ميدان آزادي بازگرداندن نور ميدان پس از سه سال تاريكي بود كه به يمن مديريت قاليباف نصيب آن گرديد. يعني اين مديريت بسيار خردمندانه و مسؤولانه و حافظ بيتالمال، پس از خاموش كردن نور ميدان آزاديِ دوران شهرداري دكتر احمدينژاد!؟ تصميم گرفت “نور گذشته را باز گرداند تا در آستانه انتخابات مجلس هشتم، مردم تهران متوجه تخريب و تاريكي مديريت وي نشوند”!
3. از ديگر مسايل دكتر مهندسي قاليباف در مسير اينجانب – ميدان انقلاب به ميدان آزادي – تخريب قسمتي نهچندانكم از خط ويژهاي است كه به تازگي ساخته شده بود!؟ عجبا كه نه شوراي شهر و نه فراكسيون مديريت شهروندي مجلس وابسته به قاليباف، و نه مجلس مسؤول و ناظر بر همه كار! هيچ مسؤوليتي نسبت به اين انبوه تخريب بيتالمال احساس نميكنند! واقعا مهندسي قاليباف از كدام نوع است كه پيش از ساختن اين خط ويژه مشكلساز در خيابان آزادي، متوجه نياز به آنچه با تخريب مجدد در ساختهها گرديده نشده است! آيا سپردن بيتالمال و مديريت به اين فرد به لحاظ عقلي و شرعي قابل قبول است؟ آيا سيراب كردن قدرتطلبان با سپردن اموال ملي و مديريتهاي نظام اسلامي، شرعي است يا قانوني؟!
آيا مديريت رضاخاني، جز اين خودسريهاي ناشي از بيتدبيري و بيكفايتي است؟ چه كسي پاسخگو است؟
4. مديريت شهر تهران خود را مسؤول فرهنگسازي هم ميداند! از اين روي در دهه مبارك فجر، به افتتاح سينما ميپردازد، و جشنواره و … را مديريت ميكند و سيماي ضرغامي هم او را به عنوان “مدير فعال و هنرمند مدبر” پي در پي به رخ مردم ميكشد! بودجه شهرداري چگونه بايد خرج شود؟ آيا چالههاي قبرمانندي كه خودروها را در خود فرو ميبرد، و آسفالتهاي نابود شده در مديريت سياسي قاليباف، نياز به بودجه ندارد؟ اگر دارد چرا فرهنگ سينمايي به قاليباف سپرده شده؟ و اگر ندارد، چه زماني “چالههاي ايجاد شده از مديريت قاليباف” پرخواهد ش