فاطمه رجبی :
گزارش البرادعي، چوب حراج بود به “اجناس ورشكستگان سياسي” كه موضوع هستهاي را در معارضه با ملت و نظام “كالاي معاملاتي” خود قرار داده بودند.
پيروزي سياستهاي هستهاي دكتر احمدينژاد، ثمره دكترين مهوديت او بود كه جهان را به شگفتي واداشت و وادگان سياسي و منكران موعود را در جيغ و فرياد عليه “خرافهگرايي باور امام عصر عجلالله تعالي فرجهالشريف” به مصاف گرفت.
گزارش البرادعي، تلاشهاي “حسن روحاني” و “حسين موسويان” را با شكست مواجه ساخت، و خطبهخواني جمعه آخر را توسط هاشمي رفسنجاني خنثي كرد. محمد خاتمي نيز سرافكنده از سفرهاي زنجيرهاي، ناچار از شنيدن پيروزيها شد و جناح راست و چپ از تحليلهاي كارشناسي و عقلاني و تخريب بيامان ناكام و شرمنده گرديد.
به هر روي روشن نيست از اين به بعد هاشمي، خاتمي، روحاني، محسن رضايي و ديگر نخبگان و مديران و برجستههاي نظام چه “تهديدآفريني” را در دستور كار قرار ميدهند.
اما مسايلي پيرامون پيروزي بيسابقه ملت و رئيسجمهور:
1. تلاش جناح راست در ترفندي ناميمون بر اين مبنا قرار گرفت تا رئيسجمهور از روند پيروزي هستهاي “حذف” شود. اين سياستمداري خداپسندانه، به بهانه “محور قرار دادن مقام معظم رهبري” در نوشتهها و گفتهها دنبال شد كه البته با سخنان امروز ايشان در هم شكست و مايه افشاي عاملان آن گرديد. روزنامه كيهان در اين راستا قدم بزرگي برداشت.
2. صدا و سيماي ضرغامي كه پي در پي از كارشناسهاي بسيار مشهور و پردانش!! و بينش سود ميجويد، در اين عرصه بيداد كرد. ضرغامي در سيماي اختصاصي خود، نه تنها هر روزنهاي را كه در آن نام رئيسجمهور در موضوع هستهاي قابل ملاحظه بود، بست، بلكه به “سانسور كامل پيام رئيسجمهور به مقام معظم رهبري و ملت” پرداخت.
البته اين مأموريت ضرغامي هم مافياگران را خوش آمد، و هم در نگاه كوتهبين او، ملت را از “روح سلحشوري” محروم كرد!
3. ضرغامي به اين هم بسنده نكرد، بلكه قيچي سانسورش را به سخنان مقام معظم رهبري رسانده، آنجا كه ايشان با “نام بردن از رئيسجمهور، وي را عامل پيروزي هستهاي معرفي كردند”. البته ضرغامي زيركي بسيار دارد! به همين دليل تمجيد مقام معظم رهبري از ملت و مجلس و … را با سخنان ايشان پخش نمود تا ملت كندذهن! از قدرت مديريت سانسور ضرغامي آگاه نشود.
4. فرهيخته انديشمندي چون “قاليباف” هم در روزنامه اختصاصي خود “همشهري” اين عنوان را براي پيروزي هستهاي برگزيد: “لاريجاني مرد هستهاي ايران …”
اين بنده خدا از آنجا كه “خواب سياسي رفته است” و در اين خواب تنها به انتلاف خود و همراهان جديدش ميانديشد، بيخبر از آن است كه به دليل نافرجام ماندن مذاكرات لاريجاني و سولانا، وي مدتي است استعفا داده است. همچنين قاليباف توان آن را ندارد تا بفهمد، پس از استعفاي لاريجاني، و سير حركت دكتر جليلي در سياستهاي رئيسجمهور مبني بر “پذيرش صرف آژانس”، اين پيروزي نصيب ملت ايران گرديد. واقعا اگر بحث ائتلاف سهگانه جديد نبود، آيا “قاليباف”، “حسن روحاني را مرد هستهاي ايران نميديد؟!!
5. نظامي سابق ديگر كه مانند قاليباف يكشبه رجل سياسي شده، “محسن رضايي” است كه او نيز “به ويژه لاريجاني” را قابل تبريكگويي پيروزي اخير ميداند. اين يعني “ائتلاف مستحكم و عاقبتانديشانه”!! البته اين نظامي سابق و كارشناس در همه امور جملهاي را هم براي روزنامه اصلاحطلب داشته است: “بخشي از گزارش البرادعي يك فتنهگري جديد است.” و اين يعني” “ما نميگذاريم پيروزيهاي ديپلماسي احمدينژاد، كام ملت را شيرين كند”. و يعني ما “كارشناستر از همه هستيم، آن هم از نوع …!
6. شخص دكتر لاريجاني نيز گوشزدي قابل تامل داشته است. وي در تبريكاتي كه به رهبر معظم انقلاب و رئيسجمهور و ملت ميگويد، “دولتهاي گذشته” را هم مشمول تبريك و پيروزي قرار ميدهد. معلوم نيست وي در مدت كار در شوراي امنيت ملي، و روند هستهاي، به “كدام افتخارات” يا “زحمات دولتهاي گذشته” پي برده، كه آنها را هم در “ثواب پيروزي” شريك كرده است.
با اين نحوه تحليل راست ناراست و چپ منحرف، كه بدون يادآوري ذلت و ننگ تعطيل تمام تاسيسات هستهاي توسط حسن روحاني و محمد خاتمي، امروز به بهانههاي ظريف سعي در “حذف رئيسجمهور” از موضوع هستهاي دارند، آيا نبايد انتظار داشت تا در نوشتههاي مطبوعات، فيلمسازي ضرغامي، و … هاشمي رفسنجاني، حسين موسويان، محسن رضايي، حسن روحاني، قاليباف يا محمد خاتمي عامل پيروزي هستهاي شوند، و دكتر احمدينژاد پلمپكننده تاسيسات هستهاي در كل ايران، و ارايه دهنده اطلاعات به انگليس و سخنرانيكننده در اتحاديه اروپا و …
![]()